ماکیاولیسم (استبداد جدید)

مکتب ماکیاولیسم که آن را "فلسفه استبداد جدید" نیز می خوانند، عبارت از مجموعه اصول و دستوراتی است که ماکیاولی فیلسوف و سیاستمدار ایتالیایی (1469-1527) برای حکومت ارائه داده است.

ادامه نوشته

اومانیسم

اومانیسم معتقد است که طبیعت سراسر از حقیقت ساخته شده، که ماده و انرژی اساس جهان است و ماوراء الطبیعه وجود ندارد. غیرواقعی بودن ماوراء الطبیعه به این معناست که اولاً در سطح بشری، انسان‌ها دارای روح غیرمادی و جاودان نیستند، و ثانیاً در سطح جهانی، عالم صاحب خدای غیرمادی و فناناپذیر نیست

ادامه نوشته

فراماسونری در یک نگاه

در لغت به معنای (بنّای آزاد) یا (معماران آزاد) است . این سازمان،ماهیتی مخفی،پیچیده نهان – روشانه و مخوف دارد. اگر چه فراماسونرها برای خود پیشینه ی بسیار بسیار قدیمی تاریخ جعل می کنند،اما پیدایش یک سازمان مخفی با اغراض مشخص سیاسی و ایدئولوژی لیبرالی درخدمت سرمایه داران غربی را می توان مربوط به اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هیجدهم دانست.

ادامه نوشته

معرفی اجمالی سازمان منافقین(مجاهدین خلق)

دراین مجال به نحوه شکل گیری و مرام سازمان منافقین پرداخته شده است.امید است مفید واقع شود.

محمدخداوردی

ادامه نوشته

قابل توجه مسئولان مذاکره کننده ایران

آمریکا حقوق هسته ای ایران را نادیده می گیرد / حتی قطعنامه شورای امنیت هم نمی‎تواند حق ایران را سلب کند/ طبق معاهده ان‎پی‎تی، چرخه کامل سوخت حق ایران است

ادامه نوشته

نگرشی بر زمینه های شکل گیری بهائیت

به قلم محمدخداوردی:

در این مقاله سعی بر آن شد تا چگونگی وعلل شکل گیری بهایئت به رشته تحریر در آید.پیش زمینه های تشکیل بهائیت ،شیخیه،بابیت و نهایتا بهایئت بود که در بعد به طور مجمل ضمن رد ان با ادله مستند ،به آن اشاره می شود.

ادامه نوشته

سکولاریسم و پاسخی برای مدعیان آن

پاسخی برای  مدعیان سکولاریسم یا جدایی دین از سیاست

ادامه نوشته

تطوری کوتاه بر کتاب ملا محمد افندی استانبولی

محمدخداوردی

ملا محمد افندی استانبولی از علمای به نام و شهیر اهل تسنن درباره تحریر کتاب مقتل خود که به مصائب اباعبدالله الحسین (ع) می پردازد چنین نوشته است:



ادامه نوشته

عایشه و رفتارهای آن 1

عن یحیى بن سعید عن عمرة عن عائشة قالت ( دخل أبو بکر رضی الله عنه علیها وعندها یهودیة ترقیها فقال ارقیها بکتاب الله عز وجل )

ابوبکر بر عایشه وارد می شود و این در حالی بوده است که عایشه مریض بوده است و درد می کشیده است و یک زن یهودی او را آرام (طلسم) می کرد. ابوبکر گفت او را با کتاب خدا آرام(طلسم) کن

ادامه نوشته

تطبیق ادیان(پست ثابت)

مطالب مرتبط با تطبیق ادیان بر گرفته از مباحث آقای موسوی زاده
ادامه نوشته

بمناسبت 15 ی الحجه مصادف با میلاد حضرت امام هادی (ع)

پیشوای دهم (ع) یکی از پیشتازان دانش و تقوا و كمال است كه وجودش مظهر فضائل اخلاقی و كمالات نفسانی و الگوی حق جویان و ستم ستیزان است.

ادامه نوشته

شفاعت چیست

یادداشتی از محمد خداوردی:

رسول گرامی فرمود :

« اُعْطِیْتُ خَمْساً . . . وَاُعْطِیْتُ الشَّفاعَةَ فَادّخَرْتُها لاُِمَّتِی » . ( 1 ) مسند احمد ، ج 1 ، ص 301 ؛ صحیح بخاری ، ج 1 ، ص 91 ، ط مصر .

ادامه نوشته

رجعت چیست؟

(رجعت) در لغت به معنی بازگشت است، و در اصطلاح به معنی بازگشت گروهی از مؤمنان خالص و عده‌ای از منافقان فاجر پیش از قیامت به این جهان است.

ادامه نوشته

به مناسبت فرارسیدن 9 ذی الحجه و شهادت حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

بررسی نقش یاران امام حسین (ع) در کوفه و قیام سرخ عاشورا

ادامه نوشته

تعريف بصيرت چيست و چگونه حاصل مي‏شود؟

نزد اهل معنا، نیرویى نهانى و قوّهاى قلبى است که در شناخت حقایق تا عمق وجود و باطن ذات آن رسوخ مى کند.

ادامه نوشته

مقاله بررسی رفتار گرایی نوشته محمد خداوردی

بررسی رفتارگرایی   به قلم محمد خداوردی

درابتدا رفتار گرائي در حوزه روانشناسي  علم به منصه ظهور رسيد واندكي بعد مورد توجه فلاسفه  اي كه در خصوص ذهن مطالعه مي كردند واقع شد.برخي از روانشناسان ،رفتارگرائي را به عنوان روشي براي روانشناسي قراردادند وبر اساس محرك  پاسخ درتوصيف وتبيين حالات روان شناختي داشتند

ادامه نوشته

مقاله بررسی رفتار گرایی نوشته محمد خداوردی

بررسی رفتارگرایی   به قلم محمد خداوردی

درابتدا رفتار گرائي در حوزه روانشناسي  علم به منصه ظهور رسيد واندكي بعد مورد توجه فلاسفه  اي كه در خصوص ذهن مطالعه مي كردند واقع شد.برخي از روانشناسان ،رفتارگرائي را به عنوان روشي براي روانشناسي قراردادند وبر اساس محرك  پاسخ درتوصيف وتبيين حالات روان شناختي داشتند

ادامه نوشته

مقاله بررسی رفتار گرایی نوشته محمد خداوردی

بررسی رفتارگرایی   به قلم محمد خداوردی

درابتدا رفتار گرائي در حوزه روانشناسي  علم به منصه ظهور رسيد واندكي بعد مورد توجه فلاسفه  اي كه در خصوص ذهن مطالعه مي كردند واقع شد.برخي از روانشناسان ،رفتارگرائي را به عنوان روشي براي روانشناسي قراردادند وبر اساس محرك  پاسخ درتوصيف وتبيين حالات روان شناختي داشتند

ادامه نوشته

مقاله بررسی رفتار گرایی نوشته محمد خداوردی

بررسی رفتارگرایی   به قلم محمد خداوردی

درابتدا رفتار گرائي در حوزه روانشناسي  علم به منصه ظهور رسيد واندكي بعد مورد توجه فلاسفه  اي كه در خصوص ذهن مطالعه مي كردند واقع شد.برخي از روانشناسان ،رفتارگرائي را به عنوان روشي براي روانشناسي قراردادند وبر اساس محرك  پاسخ درتوصيف وتبيين حالات روان شناختي داشتند

ادامه نوشته

مراسم عزاداری حسینی در  حسینیه الزهرا (س)

نخستين مراسم عزاداري حسيني با حضور رياست سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی  و  سردار غياثي راد  از مسئولين  بنياد حفظ آثار دفاع مقدس  در حسينيه الزهرا (س) برگزار شد.
 
ادامه نوشته

خيانتهاو بدعتهاي عمر بن خطاب به اسلام

در ادامه جهت روشنگري اذعان خوانندگان گرامي به بدعتها و خيانتهايي كه عمربن خطاب دومين خليفه غاصب ولايت امير المومنين حضرت علي اين ابيطالب (ع) به دين مبين اسلام و رسول اكرم (ص) روا داشت ،مي پردازيم.

ادامه نوشته

هلوكاست چيست؟!

تعريف هولوكاست
هولوكاست (Holocaust)، به معناى «سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از ميان برود» و واژه اى است يونانى كه از دو واژه Holos به معنى همه و 1Kaustus به معنى سوزاندن و نابود كردن تركيب شده است و در لغت، به معناى «همه سوزى» است.2 برخى از زبان شناسان، اين واژه را برگرفته از جنايت يهوديان در يمن باستان مى دانند3 كه به تدريج و در گذر ايام، مفهوم عام ترى يافته، به سوزاندن زنده زنده انسان ها اطلاق شده است و در اصطلاح، به نظريه اى اطلاق مى شود كه ادعا دارد شش ميليون يهودى در طول جنگ جهانى دوم، بر اثر اعمالى از قبيل اعدام در اتاق هاى گاز و سوزانده شدن در كوره هاى آدم سوزى اردوگاه هاى كار اجبارى نازى ها، كشته شده اند.4
.ادامه...

ادامه نوشته

نقش منتظری در ماجرای مک فارلین

بادامچيان: آقای منتظری در تحلیل ماجرای مك فارلین، ناخودآگاه مطالبی را فاش می‌سازد كه قابل دقت است.

چکیده: رابرت مك فارلین (مشاور عالی امنیت ملی) و ویلیام كیسی رئیس سیا به تشویق ریگان و همكاری سیا مامور شدند در مقابل كمك ایران به آزاد شدن گروگان‌های آمریكایی در لبنان به ایران اسلحه و لوازم یدكی بفروشند و آنها این كار را توسط منوچهر قربانی‌فر پیگیری كردند.

بیل می‌نویسد قربانی‌فر یك مترجم خصوصی ایرانی است، كه گفته می‌شود از كاركنان سابق ساواك بوده است. وی مدتی نماینده خط ایران با آمریكا بود. مایكل لدین، مشاور مك فارلین كه با اسرائیل روابط داشت، قربانی‌فر را مردی فوق‌العاده، خیلی خوب، یكی از افراد نادری كه فرهنگ ما را درك می‌كند، توصیف كرده است.

 

 

ادامه نوشته

حسینعلی  منتظری که بود و چه جرمی مرتکب شد؟!

حسینعلی منتظری و شهید مرتضی مطهری دو تن از شاگردان ممتاز حضرت امام(ره) بودند. که امام فرمودند من در منتظری و مطهری خلاصه شده ام آنهم نه یک بار،  چندبار.

ادامه نوشته

آیا میر حسین موسوی  واقعآ جزو حلقه ماسونی است؟

برای پاسخ به سوال بالا سوال دیگری مطرح می شود که فراماسونری چیست؟ کلمه ماسون (mason) یعنی بنا و فراماسون (freemason) یعنی بنای آزاد

ادامه نوشته

عکس: دیدار جانبازان قطع نخاعی با رهبر انقلاب

مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) با جانبازان انقلاب اسلامی دیدار بسیار صمیمی داشتند وآنها را مورد تفقد و محبت خویش قراردادند.

ادامه نوشته

لاريجاني بعد از نمازجمعه رهبرانقلاب باز هم گفت اجازه راهپيمايي بدهيد/ ضرورت رسیدگی قاطع هر سه قوه به

کسانی که شباهت‌هایی به آقای هاشمی رفسنجانی در مدیریت کشور داشته باشند، نبايد دوباره ميدان پيدا كنند، ما نباید تجربه‌ای را دوباره تجربه کنیم که همان جريانات انحرافی باز در کشور به وجود بیاید، قوم و قبیله گرایی در مملکت نفوذ کند، تشریفات و اشرافی‌گری در حکومت به وجود بیاید و خدای نکرده جریان انحرافی اشرافیت بروز و ظهور پیدا کند.
ادامه نوشته

دکتر حسن زهرئی: انقلاب اسلامی ایران، اسلام را از حالت انزوا و سکون خارج کرد

دکتر حسن زهرئی:

بیداری های اخیر کشورهای عربی بازتاب تأثیرات انقلاب اسلامی ایران است نوید بخش احیای تمدن اسلامی ایرانی و بازگشت دوران مجد و عظمت جهان اسلام است.

 

ادامه نوشته

نقد افكار و عقايد شريعتي و مرگ آن

حجت الاسلام والمسلمین اسماعیل فردوسی پور در رابطه با برخورد امام با قضیه درگذشت دکتر علی شریعتی در کتاب همگام با خورشید چنین نوشته است :

در 29خرداد ماه1356 و به دنبال آن سرازیر شدن سیل تلگرافات و تسلیت نامه ها به نجف اشرف به محضر رهبر کبیر انقلاب ...

در همین رابطه ، آقای دکتر یزدی تیرماه1356 به نجف آمد و دوازده روز در نجف اشرف مهمان ما بود و در آخر ، بدون خداحافظی با امام نجف را ترک کرد او چه می خواست ؟! او برای چه هدفی به نجف آمده بود ؟! از رهبرکبیر انقلاب جواب تلگرامها و از روحانیون مبارز خارج از کشور برگزار نمودن مجلس ترحیم و نوشتن تسلیت نامه را ...

توضیح : در آن ایام ، ارتباط روحانیون مبارز خارج از کشور ، با اتحادیه انجمنهای اسلامی اروپا ، امریکا ، کانادا و ... رابطه ای قوی و مستحکم بود ، رفت و آمدها فراوان و اغلب مفید و پربار بود . گاهی مهمانانی داشتیم که چندین روز در عراق بخصوص نجف اشرف اقامت می کردند ، محضر امام می رسیدند و رهنمود می گرفتند و ...

پس از درگذشت آقای دکتر شریعتی در 29خرداد ماه1356 آقای دکتر یزدی به نجف اشرف آمد و مدت اقامتش 12روز به طول انجامید شبها بالای بام جلسه داشتیم و برادران همه شرکت می کردند در یکی از شبها آقای دکتر یزدی اعلام کرد که شما برای دکتر شریعتی هیچ کار نکردید؟؟ سئوال شد ما چه کار می توانیم بکنیم گفت می توانید مجلس ختم بگذارید البته در نجف استقبال نمی شود . لیکن در خارج ما می توانیم مانور کنیم و تبلیغات راه بیاندازیم . دیگر اینکه برای پدر ایشان (استاد محمدتقی شریعتی) نامه ای بنویسید و مخابره کنید این را هم می دانیم که عراق این تلگراف را مخابره نمی کند یا ایران نمی رساند ولی سوژه ای خواهد بود برای دانشجویان که تبلیغات کنند . در آن شب بحث مختصری شد و تصمیم گرفتیم جلسه ای کامل برای بررسی و تبادل نظر تشکیل دهیم لذا شب بعد در منزل آقای فاضل فردوسی جلسه ای تشکیل شد و برادران شرکت کردند و در غیاب دکتر یزدی تبادل نظر و رای گیری به عمل آمد و تصویب شد که این دو کار یعنی انعقاد مجلس ختم و ترحیم و نوشتن تسلیت نامه را انجام دهیم مشروط به اینکه امام منع نکنند . همان شب تسلیت نامه را نوشتیم و به نظر برخی از دوستان رسید که مورد پسند آنان واقع شد . بناشد من خودم محضر امام برسم و گزارش دهم و نظرشان را بگیرم ...

فردا صبح اول وقت از درب اندرون دق الباب کردم آقای حاج علی درب را باز کرد پرسیدم امام کجایند گفت بالای بام قدم می زنند نوشته را دادم و گفتم روی میز امام بگذار و وقتی آمدند مطاله بفرمایند و نتیجه را بعداً از شما می گیرم . به خانه برگشتم بلافاصله کسی درب را کوبید آقای حاج علی بود گفت امام فرمودند زود بیا .

بلادرنگ خدمتشان رسیدم . دیدم تسلیت نامه در مقابل ایشان روی میز کوچک قرار دارد نشستم ، فرمودند : دکتر شریعتی خوب می نوشت و خوب بیان می کرد ولی اشتباهاتی داشت که ای کاش آن اشتباهات را نداشت .

1) به علما و بزرگان توهین می کرد ، به علامه مجلسی ، مقدس اردبیلی و خواجه نصیر طوسی که خودم دیدم و بعضی دیگر که شنیده ام ولی خودم ندیده ام ...

2) تز اسلام منهای روحانیت از آقای دکتر شریعتی است و اسلام منهای روحانیت یعنی بیمارستان منهای طبیب ، همان سیاستی که برای مسیحیت پیاده کردند مسیحیت منهای پاپ و ... درباره این موضوع امام توضیحات زیادی دادند

3) اشتباه در ولایت و امامت ...

4) و مورد دیگری که من فراموش کرده ام ولی شاید بعضی از دوستان که برایشان آن زمان نقل کرده ام یادشان باشد .

آنگاه فرمودند : آنچه در این تسلیت نامه نوشته اید مطلق است ، همه ی نوشته های او را تایید کرده اید و این دروغ است . اگر پرانتز باز کنید و برخی را استثناء کنید آبروی وی را برده اید!! بنابراین چه داعی دارید این کار را بکنید؟؟ عرض کردم تصمیم داشتیم اگر اجازه بفرمایید و مصلحت بدانید در یکی از مساجد مجلس ختمی بگذاریم البته می دانیم استقبال نخواهد شد ولی در خارج تبلیغ می کنند و ...

فرمودند : باید بدانید که شما نمی توانید خودتان را از من جدا کنید آنچه بکنید به من نسبت داده می شود ، عمل شما ، عمل من تلقی می گردد ... بنابراین اگر شما مجلس ختمی بگذارید می گویند فلانی این کار را کرده است ... لازم نیست این کار را هم بکنید!! هر دو موضوع منتفی است .

شب ، جلسه تشکیل شد ، آقای دکتر یزدی هم بود ، وقتی جلسه رسمی شد ، گزارش ملاقات را ارائه کردم ، به مذاق بعضی خوش نیامد ، برخی ناراحت شدند ، ولی امر امام است و همه التزام عملی به اوامر امام دارند ...

امام به تلگرافها و پیامهای تسلیت جواب داده بودند که در جلسه قرائت شد . متن جواب از این قرار بود :

جناب آقای یزدی ایده الله تعالی

پس از اهداء سلام ، تلگراف های زیادی از اروپا ، آمریکا از طرف اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان اسلامی ... در مرگ شریعتی به اینجاب رسیده است ، مرگ فرد مهم نیست مرگ جامعه مهم است اگر جامعه بمیرد آمریکا مسلط می شود اگر جامعه بمیرد اسرائیل مسلط می شود اگر جامعه بمیرد رضاخان مسلط می شود... و همینطور یک اعلامیه مفصل که آقای یزدی و بعضی دوستان از این جواب ناراحت شدند و گفتند : ما مرگ آقای دکتر شریعتی را در خارج به عنوان شهادت جا انداخته ایم و امام هیچ بهایی به وی نداد ه است...

آقای محمد منتظری نامه را گرفت و قول داد که فردا محضر امام برسد و عوض کند فردا خدمت امام رسید و اشکالاتی را که وارد می دانست عرضه داشت . امام بدون آنکه پاسخی دهد نامه را گرفتند و نگه داشتند و فرمودند : جواب نمی دهم . بدنبال این برخورد امام بود که آقای یزدی قهر کرد و بدون تودیع با امام نجف را ترک کرد...

یک ماه گذشت مرداد1356 فرا رسید در یکی از روزها حجت الاسلام آقای سید محمود دعایی گفت : آقای یزدی از آمریکا زنگ زده وگفته است : امام نمی خواهد جواب تلگرامها را بدهد؟ عکس العمل خوبی ندارد...!!

آقای دعائی خود می توانست محضر امام برسد و موضوع را به عرضشان برساند ولی چون تعهد روحانیون مبارز این بود که از طریق هسته مرکزی مطالب منتقل شود ، ایشان طبق این تعهد ، مسئولیت را به من واگذار کرد...

پس از نماز ظهر و عصر خدمت امام امت مشرف شدم و پیام آقای دعائی را به عرضشان رساندم...

فرمودند : به آقای یزدی متصل شوید (امام به همان اصطلاح عربی که تلفن را اتصال می گویند فرمود به آقای یزدی متصل شوید) و بگوئید همان نامه هست اگر می خواهد بفرستیم...

به آقای دعائی گفتم ، با آقای یزدی تماس گرفت ، آقای یزدی گفته بود باشد همان جواب را بفرستید... نزدیک غروب منزل امام رفتم دیدم تاکسی گرفته اند و عازم کربلا می باشند (شب زیارتی بود) قبل از آنکه سوار شوند خودم را رساندم و گفتم آقای یزدی گفته است همان جواب را بفرستید خوب است . فرمود : الان عازم کربلا هستم و نمی دانم نامه کجاست . کربلا بیائید تا چیزی بنویسم ، کربلا رفتم و جوابی که ذیلاً ملاحظه می فرمائید گرفتم و به آدرس آقای یزدی ارسال شد .

((پاسخ امام خمینی به تلگرامهای تسلیت اتحادیه انجمنهای اسلامی اروپا ، آمریکا و کانادا در سوگ دکتر شریعتی))

تاریخ مرداد1356

بسمه تعالی

جناب آقای یزدی ایده الله تعالی

پس از اهداء سلام ، تلگراف های زیادی از اروپا و آمریکا از طرف اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان اسلامی در اروپا و انجمن های اسلامی دانشجویان در آمریکا از بخش های مختلف و از سایر برادران محترم مقیم خارج کشور ایدهم الله تعالی در فقد دکتر علی شریعتی واصل شد و چون جواب به تمام آنها از جهاتی میسر نیست و تفکیک صحیح نمی باشد از جنابعالی تقاضا دارم تشکر اینجانب را به همه برادران محترم ایدهم الله ابلاغ نمائید . اینجانب در این نفس های آخر عمرم امیدم به طبقه جوان و عموماً دانشجویان خارج و داخل اعم از روحانی و غیره می باشد . امید است دانشمندان و متفکران روشن ضمیر ، مزایای مکتب نجات بخش اسلام که کفیل سعادت همه جانبه بشر و هادی سبل خیر در دنیا و آخرت و حافظ استقلال و آزادی ملت ها و مربی نفوس و مکمل نقیضه های نفسانی و روحانی و راهنمای زندگی انسانی است ، برای عموم بیان کنند .

مطمئن باشند با عرضه اسلام آن طور که هست و اصلاح ابهام ها ، کجروی ها و انحراف ها که به دست بدخواهان انجام یافته نفوس سالم بشر که از فطره الله منحرف نشده و دستخوش اغراض باطله و هوس های حیوانی نگردیده یکسره بدان روی آورند و از برکات و انوار آن بهره مند شوند . من به جوانان عزیز نوید پیروزی و نجات از دست دشمنان انسانیت و عمال سر سپرده آنها می دهم . طبقه جوان و روشن بین در خارج و داخل روابط خود را محکم و در زیر پرچم اسلام که تنها پرچم توحید است یکدل و یکصدا از حق انسانیت و انسانها دفاع کنند تا به خواست خداوند دست اجانب از کشورهای اسلامی قطع شود و باید با کمال هوشیاری از عناصر مرموزی که  در صدد تفرقه بین انجمن های اسلامی است و مطمئناً از عمال اجانب هستند احتراز کنند و آنها را از جمع خود طرد نمایند .

"واعتصوا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا" والسلام علیکم و علیهم و رحمه الله و برکاته – روح الله الموسوی الخمینی

هر یک از دوستان من شرکت کند طردش می کنم !!

مقارن اذان صبح بود که مرحوم شهید محمد منتظری دق الاباب کرد درب را گشودم از سفر دور و درازی می آمد و برای هدفی بزرگ ، هنوز دکتر یزدی مهمان من بود و بالای بام خوابیده بود در صحن حیاط نشستیم و به گفتگو پرداختیم... گفت : من آمده ام تا عده ای را برای اعتصاب به پاریس ببرم ، شما باید کمک کنید...

من گفتم اگر امام منع نکند حرفی ندارم فردا خدمت امام رسید و گزارش سفر خویش را ارائه کرد و اعتصاب پاریس را به عرض رساند و اجازه خواست که عده ای از طلاب شرکت کنند ولی امام امت فرموده بودند من اینها را نمی شناسم . شما شرکت نکنید و پس از اصرار شهید منتظری امام فرمودند : هر یک از دوستان من شرکت کند طردش می کنم!! اتفاقاً برخی از برادران به نهی امام اعتنا نکردند و بدون اطلاع و هماهنگی با هسته مرکزی برای شرکت به سوی پاریس رفتند که بعضی مدت 18روز در بازداشتگاه پاریس بسر بردند و برخی هم بدون موفقیت ، از سفر خویش گزارشی ارائه نکردند...

آری رضایت و اراده امام در زندگی کسانی که در ارتباط با وی عمل می کردند تاثیر بسزایی داشت و او از کسانی بود که معصوم می فرماید : (ان لله رجالاً اذا ارادوا ارادالله) . خداوند متعال مردانی دارد که هرگاه اراده کنند وفق اراده و خواست آنان خدای منان اراده می کند .(همگام با خورشید ، تالیف آقای فردوسی پور، ص237 تا 245)

توهین شریعتی به مطلق روحانیت طوری بوده که مورخ انقلاب اسلامی حضرت حجت الاسلام سید حمید روحانی که خود از شیفتگان شریعتی بود چنین نوشته است :

من در آغاز خود از دوستداران شریعتی بودم اما بعداً به خاطر تعبدم نسبت به امام و سپس با پیروزی انقلاب و مسئولیت مرکز اسناد با مطالعه پرونده شریعتی! واقعیات را کاملاً فهمیدم ، در اینجا با وجود اصرار افراد جلسه ، ایشان ماهیت پرونده را فاش نکردند و گفتند : این را هنوز جایی نگفته ام و بگذارید فعلاً مخفی بماند .

امام بعد از فوت آقای شریعتی حتی کلمه مرحوم را در مورد ایشان بکار نبرد و وقتی عده ای (که از جمله آنها آقای محتشمی بود و منهم در آن جلسه بودم) علت آن را از امام پرسیدند ، امام فرمودند : من اگر او را مسلم می دانستم لفظ مرحوم را به کار می بردم لکن من اصلاً او را مسلمان نمی دانم و در جایی دیگر فرموده بودند : اگر من از تمام خطاهای شریعتی بگذرم ، از اهانتهای او به علمای اسلام هرگز نخواهم گذشت و همواره دلم از او چرکین است .(خبرنامه شماره6 هفت دیماه1370 ص18)

شریعتی به حدی بر ضد مطلق روحانیت اقدام کرد تا جایی که استاد شهید مرتضی مطهری چنین نوشته است :

کوچکترین گناه این مرد (شریعتی) ، بدنام کردن روحانیت است .

او همکاری روحانین با دستگاههای ظلم و زور علیه توده مردم را به صورت یک اصل کلی اجتماعی درآورد؟ مدعی شد که ملک و مالک و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح ، همیشه در کنار هم بوده و یک قصد داشته اند .

این اصل معروف مارکس به عبارت بهتر مثلث معروف مارکس را که دین و دولت و سرمایه سه عامل همکار بر ضد خلقند و سه عامل از خود بیگانگی بشرند ، به صد زبان پیاده کرد ، منتها به جای دین ، روحانیت را گذاشت ، نتیجه اش این شد که جوان امروز به اهل علم به چشم بدتری از افسران امنیتی نگاه می کند و خدا می داند که اگر خداوند ارباب (ویکرون و یمکرالله و الله خیرالماکرین) در کمین او نبود او در ماموریت خارجش چه برسد روحانیت و اسلام می آورد ...(سیری در زندگانی استاد مطهری ص83 چاپ انتشارات صدرا)

ماجراي شعري كه حضرت آقا در كنفرانس بيداري اسلامي قرائت فرمودند:

30/6/1390نسخه قابل چاپ

ماجرای شعری كه رهبری در اجلاس بیداری اسلامی خواندند

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/spacer.gifرهبر انقلاب در خلال صحبت‌های خود در اجلاس بیداری اسلامی دو بیت شعر به زبان عربی قرائت كردند. یادداشت زیر بصورت اجمالی به معرفی شاعر، معنا و مفهوم شعر قرائت شده و همچنین چرایی استفاده‌ی رهبر انقلاب از این دو بیت پرداخته است.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif ابوفراس حمدانی كیست؟
نام او حارث بن سعید بن حمدون حمدانی تغلبی وائلی و از خاندان حمدانی‌ها است. كنیه‌اش ابوفراس، نام شیر است. از پدری عرب و مادری رومی در سال 320 هجری در موصل به دنیا آمد. در سه‌سالگی یتیم شد و سرپرستی او را پسرعمویش سیف‌الدوله بر عهده گرفت. سیف‌الدوله ابوفراس را در فتح حلب به همراه خود برد و در آن‌جا به او علم و ادب و سواركاری و جنگاوری آموخت و در 16 سالگی حكمرانی منبج را به او داد.

روزی هنگام بازگشت ابوفراس از شكار، دسته‌‌ای از سپاهیان بزنطی كه در دژهای این شهر كمین كرده بودند، بر او یورش بردند. در این زد و خورد سخت، ابوفراس زخم‌هایی كاری برداشت و تیری نیز بر رانش نشست كه نوك آن در رانش ماند و اسیر رومیان گشت. پس از آن نیز بار دیگر به مدت 4 سال در قسطنطنیه اسیر بود تا سیف‌الدوله با پرداخت فدیه او را آزاد ساخت.

سیف‌الدوله یك سال بعد و در حالی كه حكومت حمص را به ابوفراس سپرده بود، درگذشت و پسرش ابوالمعالی سعدالدوله بر تخت نشست. او چون دریافت كه ابوفراس می‌كوشد بار دیگر بر بخش‌های حكمرانیش در حمص چیره شود، سپاهی را به نبرد با او فرستاد. ابوفراس در این جنگ در سال 357 هجری و در 36 سالگی كشته شد و سرش را برای ابوالمعالی كه خواهرزاده‌اش نیز بود، بردند و پیكرش را رها كردند تا این‌كه برخی اعراب بادیه او را به خاك سپردند.

وی كه شاعری جنگاور بود، بهترین اشعار خود را هنگام اسارت و بیماریش نزد رومیان سروده است. این مجموعه‌ی او به رومیات شهرت دارد كه سبب شهرت شاعر نیز شده است؛ اشعاری برآمده از قلبی مجروح و دلی شكسته و سینه‌ای پردرد و اندوه و لبریز از عاطفه و احساس و صداقت و سوز دل و عشق، اشعاری كه تصویرگر رنج و حسرت شاعر در زندان است. عشق به مادر پیر و فرزندان و وطنش از سویی و عزت نفس و مناعت طبعش و نیز شكیبایی و اعتماد و توكلش بر خدا در اسارت و از طرفی عتاب و خطاب‌هایش به سیف‌الدوله به خاطر اهمال در آزادسازی او در این اشعار موج می‌زند. وی اشعاری مشهور به اخوانیات نیز دارد كه بسیار لطیف و ظریف است. رومیاتش را با حبسیات مسعود سعد قابل مقارنه و مقایسه دانسته‌اند. درباره‌ی جایگاه ابوفراس این سخن الصاحب بن عباد بسنده است كه گفت: «بُدئ الشعر بملك و خُتم بملك»؛ مقصود او امرأالقيس و أبوفراس است.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif دو بیتی كه رهبر خواند
اما دو بیتی كه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنان خود آورده‌اند، از مطلع یكی از قصائد رومیات ابوفراس معروف به «عصی الدمع» است. این سروده 54 بیت است و ابوفراس آن را در اسارت گفته است. رمز مناعت طبع شاعر و نیز طبع رقیق شعری او در این سروده آشكار است؛ به گونه‌ای كه برخی ناقدان شعر و ادب آن را زیباترین قصائد وی دانسته‌اند و البته جایگاه والایی در شعر عرب دارد. شاعر در این دو بیت آغازین چنین می گوید:
أراكَ عَصِیَّ‌ الدَّمعِ شیمتُك الصبر                        أما للهوی نهیٌ علیك و لا امرُ
می‌بینمت كه از اشك فرمان نمی‌بری، منش تو شكیب است. آیا عشق بر تو امر و نهیی ندارد؟

آن‌گاه شاعر خود بلافاصله در پاسخ چنین بیان می‌كند كه:
بَلی اَنَا مُشتاقٌ و عِندِیَ لَوعةٌ                               ولكنَّ مِثلی لا یُذاعُ لهُ سِرٌّ
آری من [به وطن و خانواده] مشتاقم و از شوق سوز دلی دارم، ولی سرّ و راز چون منی برملا و مكشوف نگردد.

در حقیقت شاعر در این دو بیت سؤالی را مطرح می‌كند كه نشان از داغ دل او و نیز اشتیاقش به گلایه و افشاندن اشك از دیده دارد، ولی او خودنگهدار است تا مبادا در دید دشمن ضعیف بنماید. لذا اشك خود فرو‌می‌برد و شوقش را چون رازی سر‌به‌مهر در دل نگه‌می‌دارد، زیرا گاهِ افشای آن نرسیده است.

اما استفاده و تمثل بجا و بهنگام رهبر انقلاب از این اشعار در سخنان حكیمانه‌شان، اشاره به وضعیت ملت مصر در دو برهه دارد؛ یكی آن‌گاه كه حكمرانان مصر همه‌ی ارزش‌های ملی و اسلامی مصر را فروختند و آتش اسرائیل بر سر فلسطینیان را شعله‌ی بیشتری بخشیدند و دست در دست استكبار گذاشتند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران انتظار می‌رفت كه مصر با پیشینه‌ی درخشان و شخصیت‌های برجسته و احیاگرش در طول تاریخ به‌پاخیزد و علیه حكومت دست‌نشانده‌اش قیام كند، ولی این انتظار پاسخی جز سكوت نداشت. لذا یادآور بیت نخست ابوفراس شد، یعنی این پرسش را در ذهن متبادر ساخت كه چرا لب به شكوه نمی‌گشایی و همچنان صبوری پیشه كرده‌ای؟ آیا این صبر بر بلا و وضع بد موجود، میل شما است یا در دل شوق رهایی دارید؟

مدت‌ها گذشت تا ملت مصر با قیام خود علیه نظام نامبارك، بیت دوم قصیده را در ذهن آورد كه: آری شوق رهایی در دل ملت موج می‌زند و سكوت نه از باب رضایت است، كه انتظار زمان مناسب را می‌كشیم و سرّ خود را در دل نهان داشته‌ایم تا به گاهش آشكار كنیم كه بیهوده هدر نرود: «این سرّ مقدس یعنی انگیزه و عزم قیام، به‌تدریج در ذهنیت ملت مصر قوام یافت و شكل گرفت و در لحظه‌ی مناسب تاریخی، عریان در صحنه‌ای پرشكوه به میدان آمد.»