صاحب کتاب صحیح بخاری در کتاب ادب المفرد خودش نقل میکند:
حَدَّثَنَا مسلم، قَالَ: حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ شُمَيْسَةَ الْعَتَكِيَّةِ، قَالَتْ: ذُكِرَ أَدَبُ الْيَتِيمِ عِنْدَ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، فَقَالَتْ: " إِنِّي لأَضْرِبُ الْيَتِيمَ حَتَّى يَنْبَسِطَ.
شميسه ميگويد: در نزد عايشه بحث ادب يتيم پيش آمد. عايشه گفت: من يتيم را آن قدر کتک ميزنم كه بر روي زمين پهن شود.
البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاى256هـ)، الأدب المفرد، ج1، ص62،
إبن أبي الدنيا القرشي البغدادي، ابوبكر عبد الله بن محمد بن عبيد (متوفاى281هـ)، العيال، ج2، ص832، ح629،
الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير بن يزيد (متوفاي310هـ) ، تهذيب الآثار وتفصيل الثابت عن رسول الله من الأخبار، ج1، ص421، ح694،
الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير بن يزيد (متوفاي310هـ) ، تهذيب الآثار وتفصيل الثابت عن رسول الله من الأخبار، ج1، ص421، ح695،
البصري الصوفي، أبو سعيد أحمد بن محمد بن زياد بن بشر بن درهم (متوفاي340هـ) معجم ابن الأعرابي، ج1، ص445،
البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسي ابوبكر (متوفاى 458هـ)، سنن البيهقي الكبرى، ج6، ص285، ح12454
پی نوشت:
1- بهتره قبل از هر توضیحی راجع به لغت (ینبسط) کمی توضیح بدم:
اين كلمه از ريشه «سبط» است و «ينبسط» را به فردي معنا كردهاند كه از شدت كتك خوردن، روي زمين افتاده باشد.ازهري در كتاب «تهذيب اللغة» مينويسد: ورُوِي عن عائشة أنها كانت تَضرِب اليتيمَ يكونُ في حِجْرِها حتى يُسْبِط، معنى يُسبِط، أي: يمتدّ على وَجْه الأرض ساقطاً.أبو عُبَيد عن الأمويّ أنّه قال: أسبط الرجلُ إسباطاً: إذا امتدّ وانبَسَط على الأرض من الضَّرْب.
روايت شده است كه عايشه يتيمي را كه در كنارش بود، ميزد به گونهاي كه برزمين ميافتاد؛ يعني بر روي زمين دراز شود.ابو عبيد از اموي نقل كرده كه ميگويد: شخصي افتاد يك نوع افتادني؛ زماني كه بر اثر كتك زدن روي زمين دراز شود.
الأزهري، ابومنصور محمد بن أحمد (متوفاى370هـ)، تهذيب اللغة ج12، ص241،
ازهري در همان كتاب روايت را با واژهاي ديگر «يتلبط» آورده و آن را معنا كردهاست: وفي الحديث: أن عائشة كانت تضرب اليتيم حتى يَتَلَبّط، أي: يَتصرعُ مُسبِطاً على الأرض، أي: ممتداً. در روايت آمده است كه عايشه يتيم را ميزد تا حدي كه روي زمين دراز ميشد.
الأزهري، ابومنصور محمد بن أحمد (متوفاى370هـ)، تهذيب اللغة ج13، ص239،
زمخشري نيز در كتاب «الفائق في غريب الحديث» روايت عايشه را آورده آنگاه اين واژه اينگونه معنا كردهاست: عائشة رضى الله عنها كانت تضرب اليتيم يكون فى [ 353 ] حجرها حتى يسبط.سبط أى يمتد على وجه الأرض يقال: دخلت على المريض فتركته مسبطا أى لقى لا يتكلم ولا يتحرك.
عايشه يتيمي را كه در كنارش بود ميزد تا اينكه به زمين ميافتاد. سبط يعني دراز به زمين ميافتاد. گفته ميشود وارد بر مريض شدم و او را در حالي كه ترك كردم كه نه سخن ميگفت و نه حركتي ميكرد.
الزمخشري، محمود بن عمر (متوفاي538هـ)، الفائق في غريب الحديث، ج2، ص152،
زمخشري در جاي ديگر همين كتاب، به جاي واژه «ينبسط»، واژه «تلبطه» را ذكر كرده و آن را اينگونه معنا كردهاست: واللبط: الصرع والتمريغ في الأرض. وعن عائشة رضي الله عنها: إنها كانت تضرب اليتيم وتلبطه.
لبط يعني بر زمين افتادن و به خاك ماليدن. از عايشه روايت شده كه او يتيم را ميزد و او را بر زمين ميانداخت.
الزمخشري، محمود بن عمر (متوفاي538هـ)، الفائق في غريب الحديث، ج3، ص297،
رضي الدين قرشي نيز در كتاب «العباب الزاخر»، واژه «تلبطه» را در روايت ذكر كرده و معنا ميكند:
ومن اللَّبط: الصَّرع والتمريغ في التراب: حديث عائشة - رضي الله عنها - : أنها كانت تضرب اليتيم وتلبطه.
لبط به معناي بر زمين افتاده و ماليده شدن به خاك است. ...
القرشي الصغاني، رضي الدين الحسن بن محمد بن الحسن (متوفاي650هـ) العباب الزاخر، ج1، ص309،
ابن جزري در كتاب «غريب الحديث» نيز روايت عايشه را اينگونه معنا كردهاست:
كانت عائشة تضرب اليتيم في حجرها حتى يسبط أي يمتد يقال أسبط على وجه الأرض إسباطا إذا امتد وانبسط من الضرب.
عايشه يتيمي را كه در كنارش بود ميزد تا آنكه برزمين ميافتاد. گفته ميشود خود را بر زمين كشيده كرد يك نوع كشيدني، اين زماني است كه از فرط زدن بر زمين كشيده شود.
ابن أثير الجزري، ابوالسعادات المبارك بن محمد (متوفاى606هـ)، النهاية في غريب الحديث والأثر، ج1، ص456 ،
ابن منظور در «لسان العرب» نيز آوردهاست:
وسبطت الناقة وهي مسبط ألقت ولدها لغير تمام وفي حديث عائشة رضي الله عنها كانت تضرب اليتيم يكون في حجرها حتى يسبط أي يمتد على وجه الأرض ساقطا يقال أسبط على الأرض إذا وقع عليها ممتدا من ضرب أو مرض وأسبط الرجل إسباطا إذا انبسط على وجه الأرض وامتد من الضرب.
شتر، بچه اش را پيش از رسيدن ماه زايمان بر زمين انداخت. و در روايت عايشه است كه او يتيمي را كه در كنارش بود آن قدر ميزد تا اين كه دراز بر زمين ميافتاد. گفته ميشود كه بر زمين افتاده است اين در صورتي است كه از فرط زدن و يا مريضي بر زمين دراز افتاده باشد...
الأفريقي المصري، جمال الدين محمد بن مكرم بن منظور (متوفاى711هـ)، لسان العرب، ج7، ص311،
حالا بگذریم که خدا در قران در مورد یتیم چه سفارشها که نکرده و چقدر اهمیت به این موضوع داده است ولی آیا هیچ شکنجه گر و انسان وحشی و بی فرهنگ و دور از انسانیت رو میتونید پیدا کنید که اینقدر نسبت به یک کودک بی رحم بوده باشد؟؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1391ساعت 21:3 توسط امیر | 16 نظر
محمد الطاهر بن عاشور، متوفاى 1284هـ كه یكى از مفسران نامدار عمریه به شمار مىرود در كتاب تفسیر التحریر والتنویر تصریح مىكند كه خود عائشه به مردان غریبه شیر داده است:
... وكانت عائشة أمّ المؤمنین إذا أرادت أن یدخل علیها أحد الحجابَ أرضعتْه ، تأوّلت ذلك من إذن النبی صلى الله علیه وسلم لِسَهْلة زوج أبی حذیفة ، وهو رأی لم یوافقها علیه أمّهات المؤمنین ، وأبَیْن أن یدخل أحد علیهنّ بذلك ، وقال به اللیث بن سعد ، بإعمال رضاع الكبیر . وقد رجع عنه أبو موسى الأشعری بعد أن أفتى به .
ام المؤمنین عائشه، هر وقت كه مىخواست شخصى بر او وارد شود، به او شیر مىداد. دلیل او براى این مطلب، اجازه پیامبر به سهله، همسر ابوحذیفه بوده است. این دیدگاهى است كه دیگر همسران پیامبر با آن موافق نبودند و اجازه نمىدادند كه كسى با استفاده از این روش بر آنها وارد شوند . لیث بن سعد نیز اعتقاد به رضاع كبیر داشته است؛ اما ابوموسى اشعرى بعد از این كه فتوا داد، از فتواى خودش بازگشت .
التحریر والتنویر ، ج4، ص297 ، ناشر : دار سحنون للنشر والتوزیع - تونس - 1997م.