سرگذشت وجنایتهای حزب توده ووقایع آذربایجان
الف ) حزب توده و وقايع آذربايجان:
از آنجا كه سران حكومت شوروي با فشارهاي وارده ازطريق ساير دول متفق خود را ناچار به تخلية ايران مي ديدندتصميم گرفتند براي ادامه سلطنت خودبر ايران ياحده اقل قسمتهايي
ازآن ، بوسيلة ايادي خود آذربايجان و كردستان را بنام خودمختاري جدا نمايندتا بتوانند نفوذ
سياسي- نظامي خود را كه زمينة آن از مدتها قبل آما ده شده بود روز بروز گسترش دهند.
براي اجراي اين نيات جعفر پيشه وري ازكمونيستهاي دو آتشه و با سابقه، عدم تصويب اعتبار
نامة خود در مجلس چهاردهم و همچنين توقيف روزنامة آژير را كه بوسيله او منتشرمي شد
بهانه قرار داده ، به آذربايجان برگشته ودر 12/6/1324 بيانيه اي در 12 ماده صادر نمودكه
اهم مسائل مطرح شده در آن پيرامون خودمختاري آذربايجان ، تشكيل انجمنهاي ايالتي و-
ولايتي، تدريس زبان آذري، امور تجاري و اقتصادي و مسائل سياست خارجي دور ميزد.
در مادة يك آن آمده است:
(( براي حقظ و استقلال تماميت ايران بايد به خلق آذربايجان آزادي داخلي و خودمختاري مدني داده شودتا بتواند در راه فرهنگ خويش و آبادي و ترقي آذر بايجان بامرا عات قانون
هاي عادلانه مملكت سرنوشت خويش را تعيين كنند.))
و در ماده دوازدهم آن گفته شده بود:
((فرقة دموكرات آذربايجان طرفدار حفظ دوستي با كلية دول دموكرات و مخصوصا با متفقين است و براي ادامة اين دوستي كوشش خواهد كردتا دست عناصر خيانت كاري كه
مي خواهند در تهران و شهرستانها دوستي بين ايران و دول دموكرات را بر هم زنند از كارهاي كارهاي اجتماعي و سياسي دولتي كوتاه شود.))
هدف از خود مختاري چيزي جزتجزية آذر بايجان از ايران و تحت الحماية روسيه قرار گرفتن
نميتوانست باشد اين موضوع از مقاله اي كه به قلم پيشه وري تحت عنوان(مرابه خيرتو اميد
نيست شرمرسان) در روزنامة آذربايجان مورخة 29/6 1324 درج شده است كاملا مشهود
است وي در اين نوشتار گفته بود:
((آذر بايجان ترجيع مي دهد بجاي اينكه با بقية ايران بشكل هندوستان اسير در آيد،براي
خودايرلندي آزاد باشد… ))
منظور از دول دموكرات نيز كه در مادة 12 از آن ذكري به ميان آمده صرفاكشور شوروي بوده زيرا مطلبي كه پيشه وري در شماره329 روزنامه آژيرنوشته و در آن گفته بود :
((اگر اتحاد جماهير شوروي از صحنة سياست بين المللي غائب شود تنفبراي مردم در هواي آزاد دشوار خواهد بود.))
مشخص مي كند كه اشارة وي به دول دموكرات كشور روسيه بوده نه كشور ديگري.
بهر حال حزب توده كه اهداف فرقة دموكرات را با اميال خود يكي ميدانست از خودمختاري آذربايجان با انتشار تحليلهائي در نشريات خود و همچنين با برگزاري ميتينگها و تظاهرات ،
سر سختانه دفاع نمود. قوام السلطنه نخست وزير وقت براي جلب رضايت توده ايها سه تن از آنان به نامهاي ايرج اسكندري، دكتر فريدون كشاورز و دكتر مرتضي يزدي را به ترتيب به وزارت بازرگاني و پيشه و هنر، فرهنگ و بهداري برگزيد، اما پس از چندي به بهانة وجود
اختلاف در دولت ، كابينة خود را تغيير داد كه نتيجة آن كنار گذاشتن توده ايها از دولت بود.
جالب است كه حزب توده بعدازآن نيزبه صرف حمايت شوروي ازقوام،ازوي حمايت مينمود
كه فكر ميكرد با پشتيباني و جلب قوام ، او امتياز نفت شمال را به آنها خواهد داد ، اما روسها براي كسب امتياز نفت شمال تا آنجا پيش رفتند كه حاضر شدند دست از حمايت فرقة دمكرات آذربايجان برداشته تا دولت مركزي ايران آن سامان را كه ميرفت تجزيه شود دوباره به تصرف خود در آورد. اما به محض اينكه مجلس شوراي ملي از تصويب امتياز نفت شمال امتناع ورزيد، زمامداران روسيه متوجه شدند كه قوام كلاه بزرگي بر سرشان
گذاشته و بدون اينكه امتيازي توانسته باشدكسب كنندبه اميدوعده هاي قوام نيروهاي خود
را بيرون برده اند.از همين زمان قوام السلطنه مورد حمله و دشنام شوروي و حزب توده كه
در تمام موضعگريها دنباله روي سياست اين كشور بود قرار گرفت كه البته جز تنزل حيثيت براي آنان فايدة ديگري نداشت.
بيژن بيژني در ارزيابي خود در اين موردمينويسد:
((… فرقة دموكرات عجولانه و بنا به مصالح فوروي شوروي تشكيل شد و قبل از اينكه نيروي
سازمان يافته و شايسته اي داشته باشد با حمايت ارتش سرخ دست به عمل زد و حكومت
را به دست گرفت… فرقه در پايان يكسال حكومت خود ، قدرت مقاومت و حتي در هم
كوبيدن ارتش اعزامي را داشت ولي همانطوريكه با توصيه كار خود را آغاز كرده بود در
مقابل توصية شوروي ها مقاومتي نكرد000 دولت شوروي كه با اين اقدامات ميخواست امتياز
موقعيتي را كه در جنگ به دست آورده بود ، در ايران حفظ كند عملا نشان داد كه در محاسبات خود اشتباه كرده است و با توجيه قيام و حاكميت در سال 24 و توجيه عقب نشيني
درسال25تناض شده است0 حزب توده در جريان فرقه نه فقط به دنباله روي و همبستگي
از سياست شوروي ادامه داد، بلكه در تعيين ماهيت و خصوصيت مرتجعيني چون قوام خوش
بيني شده 0000))
ب ) انشعاب در حزب توده:
دنباله روي كوركورانة رهبران حزب توده از حكومت شوروي، همچنين موضعگيري هاي ضدو نقيض آنان در مقابل مسلئل گوناگون داخلي و خارجي باعث شد تا عده اي از افراددر
سطح بالا مانند:
1) خليل ملكي عضو هيات اجرائية موقت.
2) انور خامه اي عضو كميتة مركزي سازمان جوانان حزب توده و عضو تحريرية مجلة ((نامةمردم)).
3) فريدون توللي نمايندة دومين كنگرة حزب توده.
4) جلال آل احمد عضو كميتة ايالتي تهران و مدير مجلة ((نامة مردم)).
و بسياري ديگر از اعضاء و مسؤلين طي يك اعلاميه در 13/11/1326 انشعاب خود را از حزب اعلام نمودند.
ميرفت كه با تشكيل ((حزب سوسياليست تودة ايران)) هيئت اجرائيه دو چندان شود كه راديو مسكو به دادش رسيد، اين راديو با اعلام اينكه حزب جديدالتاسيس دست نشاندة
امپرياليسم بوده و اعضاي آن مرتد ميباشند خيال هيئت اجرائيه را تا حدودي راحت نمودوبه
حمايت خود اميدوار كرد.
ج) دومين كنگره حزب تو ده و ادامة فعاليت آن:
دومين كنگره حزب مذبور در 25/2/1327 با حضور 118 نفر ا زنمايندگان آن كه از نقاط مختلف انتخاب شده بودند، تشكيل شد كه در آن ضمن تصميم گيريهاي جديد در مورد مرامنامه، اساسنامه و …سه نفر((دكتر رادمنش، دكتر بهرامي واحسان طبري))به عنوان هيئت دبيران، 11نفر به عنوان هيئت اجرائيه، 5 نفر به عنوان تفتيش كل، 5 نفربعنوان هيئت سياسي ،5 نفر به عنوان هيئت تشكيلاتي و دكتر رادمنش به عنوان دبير كل انتخاب شدند.وكلاسهائي از قبيل تاريخ احزاب سياسي، مسائل حزبي، فلسفه، اقتصاد، مسائل اجتماعي،مانيفيست، اصول تشكيلات حزبي، د ربارة قانون اساسي، مبارزات طبقاتي، زندگي اقتصادي بشر،تاريخ، جغرافيا، طبيعي و حساب براي رده هاي مختلف اعضاي خود تشكيل دادند.
د) ترورشاه و اعلام انحلال حزب توده از طرف دولت:
روز 15 بهمن 1327 هنگاميكه شاه براي حضور در جشن دانشگاه تهران به دانشكدة حقوق رفته بود به وسيلة شخصي به نام ناصر فخرآرائي كه به عنوان عكاس در محل حضور داشت مورد تيراندازي قرار گرفت كه البته به وي آسيب زيادي واردنيامد، ولي خود فخرارائي توسط محافظين شاه در دم كشته شد. از جيب وي كارتي به دست آمد كه نشانة
عضويت او در حزب توده بود(((000 ا لبته كشته شدن بلا فاصلة ضارب توسط محافظين شاهنشاهي و وجود كارتي تحت عنوان حزب توده در جيب وي مسئله ايست مشكوك كه
نظرا ت چندي در مورد آن ميتوان بيان نمود. محقق محمد خداويردي00-)))
فوري ترين نتيجة اين ترور آن بود كه حزب مزبور در همان روز از طرف دولت غير قانوني اعلام شد و مراكز حساس آن توسط نيروهاي شاه اشغال گرديد و بلافاصله تعداد زيادي از
فعالان آن دستگير و برخي از آنان من جمله: رادمنش، احسان طبري و دكتر كشاورز به كشور
روسيه فراري شدندو حزب توده فعاليت مخفي خود را آغاز نمود كه تا زمامداري مصدق
ادامه داشت.در اين دوره به خاطر جو خاص سياسي حاكم بر كشور اين حزب فعاليتهاي خود را از سر گرفت.
ه) حزب توده و حربة ترو ر: ترور حربه اي بو د كه حزب توده از آن براي نابودي افرادي كه منافعش را به خطر مي انداخت استفاده مي كرد ، هيئت اجرائيه بنا بر مصالحي كه تشكيل مي دادحكم قتل افراد موردنظر را صادر ميكرد و سپس گروه اجرا آنرا جامة عمل مي پوشاند.
خسرو روزبه از افسران سابق ارتش كه رهبري اين گروه را به عهده داشت و بعدها دستگير
واعدام شددر مراحل مختلف بازجوئي خود به اين قتلها اقرار نموده و كيفيت آنرا بيان نموده است.
وي در بارة اهداف اينگونه اقدامات مي گويد:
((000 ما گروهي بوجود آورده بوديم كه بتوانيم سريعتر به هدفهاي اجتماعي نائل شويم و
فكر مي كرديم كه ممكن است باترورهاي سياسي به هدفهاي سياسي رسيد000))
اعتراف او در مورد هر يك از اين ترورها كه جمعا شش مورد بوده جمعا به شرح ذيل است:
1) محمدمسعود، مدير روزنامة (مرد امروز)كه در بهمن 1326درخيابان اكباتان به جرم مخالفت با حزب توده و نوشتن مقالاتي عليه اين حزب ،به قتل رسيد.
روزبه در صفحة 17و18 بازجوئي خود چگونگ عمل را اينگونه توضيح ميدهد:
(( در نيمة دوم سال1326 من باتفاق چند نفر از دوستانم جلساتي تشكيل ميداديم. كسانيكه
در اين جريان شركت داشتند عبارت بودن از هشت نفر به نامهاي من، حسام لنكراني،
ابوالحسن عباسي، سيف الله همايون فرخ، منوچهر رزمخواه، ناصر صارمي، ابراهيم پرمان،
صفيه حاتمي000
در اين جلسه تصميم به ترور محمد مسعود گرفته شد. كسانيكه از طرف جلسه برا ي اين كار انتخاب شدند عبارت بودند از :
- عباسي، حسام لنكراني ، سيف الله همايون فرخ و منوچهر رزمخواه.
اتومبيل متعلق به حسام لنكراني بود. منوچهر رزمخواهكه در رانندگي مهارت راشت به عنوان راننده انتخاب شد0000000 بهر حال ان اتومبيل در يكي از شبها نيز سر ماموريت خود بود در آن شب محمد مسعود از ادارة روزنامه خارج شده بود و به سرعت به طرف چاپخانه رفته بود اتومبيل نيز او را تعقيب كرده بود وقتي مسعود از ادارة روزنامه خارج شده بود عباسي به او نزديك شده و يك تير شليك كرده بود. ضمنا قرار بود هرگز به يك تير اكتفا نشود.
لذا عباسي پس از رها كردن تير اول كه در نتيجة آن مسعود بيهوش شده بود تير ديگر را در شقيقه اش خالي كردو بدين ترتيب به عمرش خاتمه داده بود. همان شب من در منزل نشسته بودم و نميدانم ورق يا شطرنج بازي مي كردم كه گفتند دو نفرآمده اندوبا شما كار دارند وقتي جلوي در رفتم ديدم كه حسام در يك كلمه گفت كه((شد))
حسام لنكراني از اعضاي حزب توده:
سبب اينكه مبادا اسرار گروهي را افشاء كند ، ترور شد.
روزبه در صفحات 113و114 بازجوئي خود در اين مورد مي گويد:
(( حسام لنكراني يكي از افرادنزديك به كميتة مركزي حزب تودة ايران بودو اطلاعات فراواني در بارة چاپخانه ها و سازمانهاي حزبي داشت اين فرد در حدودشهريور 1331 ترور
ترور شدو علتش اين بودكه در ماههاي آخر زندگيش بسيار عياش و فاسد شده بود،ترياك
ميكشيد، عرق به حد وفور ميخورد،مروفين تزريق ميكردو به دنبال عياشي ميرفت وبا وجود آنكه زن داشت به دنبال زنان فاسد مي افتاد و براي تامين مخارج خود از اموال حزب حيف و ميل ميكرد .كارگران چاپخانه و زنش تمام اين جريانات را به كميتة مركزي حزب تودة ايران گزارش داده بودندو لذا كميتة مركزي تصميم گرفتند با اعزام او بخارج از كشور از خطرش بكاهدولي او زير بار نرفت كميتة مركزي براي حفظ سازمانهاي خود تصميم گرفت او راترور
كند. بعدا دكتر جودت با من تماس گرفت وتقاضا كرد در اين مساله با حزب همكاري كنم و منهم پذيرفتم و با مشاركت ابوالحسن عباسي و آرسن آوانسيان او را ترور نمودم.
نقشة ما بدين ترتيب اجرا شد كه : من يك روز به چاپخانه رفتم وشب قرار گذاشتم كه حسام من رابه خانه ام برساند000 او هم سر ساعت معين با اتومبيل خود به آن خانه برد هنوز
چند دقيقه اي ننشسته بوديم كه آرسن آوانسيان به خانه آمد0000و با پتكي كه قبلا تهيه كرده بودبه مغزش كوفت و حسام بلافاصله بيهوش گرديدبعد دو سه ضربة ديگر زد000و به كمك
عباسي نيم تنه بالايش را داخل گوني كردند. نيمه شب هنوز صداي نالة حسام قطع نشده بودعباسي دست كلنگ دو سري را بدست گرفت و يك سر آنرا از روي گوني بروي گردن حسام گذاشت وفشار داد كه نفسش به طور كلي قطع گرديد. فردا شب دكتر جودت شخصابه آن منزل آمدومحل دفن اورا كه دردرون باغچه اي بودبازديدكرد و از طرف حزب
و كميتة مركزي به ما سه نفر تبريك گفت.
عوامل تصميم گيرنده در قتل،اعضاءكميتة مركزي حزب توده بودندو در لحظة اخذ اين تصميم،(احمد قاسمي، دكترجودت، دكتر يزدي، دكتر بهرامي، دكتر كيانوري،بقراطي، فروتن ومهندس علوي )به آن راي دادند.
3)پرويز نوائي عضو سابق سازمان جوانان حزب توده:
وي بعدا وارد همكاري با ركن 2 ارتش شد و چون احتمال خطراتي ازطرف وي ميرفت به قتل رسيد.
در صفحة 114 اوراق بازجوئي روزبه آمده است:
((000 اين فرد قبلا عضو سازمان جوانان حزب توده ايران بود و عدة زيادي از افراد سازماني را ميشناخت، از سازمان جوانان كناره گيري كرده بود و در ركن 2 ستاد ارتش و با فرماندار
نظامي كار ميكردو بدين ترتيب خطر بزرگي را براي سازمان جوانان بوجود آورده بود.
از طرف سازمان جوانان از كميتة مركزي خواسته شده بود كه اين خطر را رفع نمايند،اين وظيفه به شعبة اطلاعات واگذار شد.
آخرين نقشه اين بود كه يك جيپ با چند نفر از مامورين شعبة اطلاعات در حوالي خانة نوائي توقف كنند و سروان پولاد دژ با لباس شخصي در همان حدود در چند قدمي جيپ توقف نمايد و000با اين مقدماتنوائي سوار اتومبيل شد000
عمل هوشنگ پور رضواني براي انداختن طناب بر گردن او طوري صورت گرفته بودكه توجه
او را جلب كرده بود لذا از جاي خود بلند شده و زلف ناصر صارمي را گرفته بود ولي يكي از
سه نفري كه در عقب جيپ سوار بودندبا مشت به روي دستش كوفته بودند و نفر ديگري كه شايد عباسي بوده با زدن يكي دو ضربة چكش به سرش بيهوش گرديده بود000اين عده
به محلي كه قبلا انتخاب شده بود مي روندو پس از حفر گودالي مناسب پرويز نوائي رابخاك
ميسپارندو به شهر بر ميگردند.
آمرين اين قتل اعضاء كميتة مركزي حزب تودة ايران عبارت بودن از:
((000 دكتر بهرامي، دكتر يزدي، مهندس علوي، دكتر جودت، دكتر كيانوري)بوده اند طراح
نقشه و مدير واقعي اجرا شخص من بوده ام.همچنين(( سروان پولاددژ- سروان كلالي- ناصر صارمي-ابوالحسن عباسي-سروژ استپانيان-آفاق رستگار(همسر روزبه) وپوررضواني در اجرا
آن شركت داشته اند.)
4) داريوش غفاري كه او نيز عضو حزب توده بود:
بخاطر خيانت؟! به حزب توده جان خود را از دست داد، روزبه در ارتباط با قتل شخص مذبور در صفحه 116 بازجوئي خود چنين مي نو يسد:
((000 جريان قتل داريوش غفاري بدين نحو بود كه سروان پولاد دژ گزارش داده بود كه غفاري با ركن 2 ستاد ارتش ارتباط داردلذا 000 تصميم به قتل او گرديد000
در شب موعود عباسي و سروان اسلامي در يكي از خيابانهاي شمالي منتظر ورود او
بودندجيپ من به رانندگي آرسن آوانسيان، احتمالا آشوت شهبازيان در همان حوالي توقف نموده بود، سروژاسپانيان در درون جيپ بود. درا ين موقع داريوش غفاري باتفاق رابط جديدش كه پور رضواني بود از همان خيابان عبور كرد و سروان اسلامي با لباس رسمي شهرباني باتفاق عباسي هردو نفر را جلب كرد و سوار جيپ نمودند وقتي جيپ براه افتاد طنابي توسط پور رضواني به گردن داريوش غفاري انداخته شد و بدين ترتب خفه گرديد000
آمرين اين قتل عبارت بودند از (( دكتر محمد بهرامي- دكتر يزدي – دكتر جودت-دكتر كيانوري ومهندس علوي))و شخص من طراح نقشه ومدير اجراي آن بوده ام. ))
4) آقا برار فاطري، سومين فردي بود كه به جرم همكاري با ركن 2 سربه نيست گرديد.
روزبه در اعترافات خود در صفحة17 بازجوئي خود مي گويد،
((000 سروان پولاد دژ خبر داد كه فاطري با ركن 2 ارتباط دارداجراي طرح چنين بود كه به اوگفته شود از اين پس مسؤل تقسيم روزنامه است اورا به خانة خسرو جاه كه قبلا توسط
آشوت شهبازيان آماده شده بود هدايت كنندو در همان خانه به قتلش برسانند.بدين ترتيب فاطري به آن خانه كشانده شد ولي فاطري احساس خطر مي كند و از اتاق خارج ميشود000 ضمن اينكه پوررضواني مي خواسته است طناب را به گردنش بياندازدمتوجه ميشود و دادو فرياد راه مي اندازدولي در اين موقع 4 نفر به او حمله مي كنند و خفه اش ميسازند000
آمرين قتل عبارت بودند از(( دكتر بهرامي – دكتر يزدي- دكتر جودت- دكتر كيانوري و مهندس علوي)) اعضاء كميتة مركزي حزب تودة ايران و شخص من به عنوان طراح نقشه و مدير مسؤل اجراي آن000))
6)محسن صالحي كه او نيز به همان جرم كشته شد.
روزبه در صفحة 118 بازپرسي اش ميگويد:
((000 اورا سروان محمد پولاد دژ به عنوان يك پليس داخلي و عامل ركن2 شناسانده بود000 صالحي در آن روزها مسؤل واحد سازماني يكي از دبيرستانهاي تهران بود براي قتل صالحي قبلا خانة علي لصغر سهائي كارمند را ه آهن و عضو شعبه اطلاعات كل آماده شد صالحي به آن خانه برده شد و ضمن يا دادن تعليمات جودو خفه گرديد000
آمرين قتل همان اعضاء هيئت اجرائية كميتة مركزي بوده اندو شخص من طراح نقشه و مديرمسئول اجراي آن بوده ام000))
دانش آموخته کارشناسی علوم ارتباطات اجتماعی